آغاز انقلابی باور نکردنی

2132ioh

در طول این سی سال صدها بار مراسم تحویل گرفتن پست ها و مقام های خودتان را جشن گرفتید, صدها بار پشت تریبون های داخلی و خارجی رفتید و با افتخار از خودتان تعریف کردید, صدها بار حکم های مختلف از دست یکدیگر گرفتید و به بهانه خدمت به مردم لباس انسانیت را از تن در آورده و اقدام به جنایات گوناگون کردید. تو گویی اصلاً این حکم ها برای خیانت و جنایت کردن به این مردم بی پناه و گرفتار صادر می گردد. بارها و بارها با استفاده از اعتماد مردم به آن ها وعده های دروغین دادید و سی سال را به همین ترتیب گذراندید. دیگر همه این بازی ها تکراری است. دیگر دست به دست کردن حکم ریاست جمهوری آن هم با دستان آلوده به خون جوانان وطن نمایش مسخره و تهوع آوری است که فقط خودتان از آن لذت می برید و اجرای آن, حکم تحویل سال نو را برای شما و شروع عزا و ماتم ملی را برای مردم دارد. ولی اینکه آیا تحمل ادامه جنایات شما چند صباحی دیگر از طرف ما امکان پذیر است یا نه, چیزی است که رعشه بر اندامتان انداخته و خواب های طلائی حکومت کردن را به کابوس و دار مکافات افتادن تبدیل کرده است. آری با اجرای این مراسم انقلابی وصف ناپذیر و باور نکردنی به دستان خودتان رقم زده اید که ابتدا این انقلاب از مغزها و قلب های ما شروع شد و حالا با سرعتی غیر قابل کنترل به دست ها و پا های ما خواهد رسید که نتیجه آن خرد شدن دهان و شکستن دستان به خون آلوده شما منتهی خواهد شد.

زندانی

100933784014

زندان حالا دیگه یک دیوار نیست

فقط جای دزد و بیکار نیست

زندان حالا از قاتل و جانی خالیست

واسه رفتن به آن آزادیخواهی کافیست

زندان جای ضجه و نالست

جای شکنجه مرد آزادست

زندان جای جنایت جابر

جای شهادت انسان صابر

جایی که می ریزد خون صدها شهید

بدست تیر این خصم پلید

خون سبزی که از گل سرخی چکید

گلی که مادر در غمش بس می گریست

گرمیش ترس از وجود من بریخت

چون ندای آزادی در کالبدم دمید

حال ای زندانی, تو تنها نمی مانی

چون من هستم یک ایرانی

زندانی داریم به بزرگی یک سرزمین

زندانی به نام ایران زمین

زندانی که در آن آزادی

لیکن زندگی می کنیم چون یک زندانی

سرود همبستگی

بعضی از مردم مبارز فکر می کنند در روز های 12 و 14 مرداد اتفاق خاصی می افتد که نباید برای خنثی کردن آن فرصت را از دست بدهند. در صورتیکه این تازه آغاز همبستگی ما است و ما دیگر نباید منتظر روز و یا مناسبت خاصی برای بیان اعتراضاتمان باشیم. از این پس گسترده تر و محکم تر در همه وقت وهمه جا مقابل این دژخیمان پست و ضعیف النفس قرار گرفته و یک صدا و متحد فریاد می زنیم:

http://www.youtube.com/watch?v=fpMCJ6PMirA

صدای دروغین و سیمای ملعونین عنوان جدید صدا و سیمای جمهوری اسلامی

seda&simaاگر شما با انتشار اخبار دروغین خود از این صدا و سیمای کثیف و حامی کودتا, می خواهید مردم را به قبول این اعترافات اجباری و نمایشی وادار کنید, پس دیگر هیچ جای گله ای از مردم باقی نخواهد ماند که اگر روزی شما را بر روی این صندلی ها بنشانند و مقابل دوربین ها به همان طریق که شما با زندانیان کنونی رفتار کردید, وادار به اعتراف هزاران کار کرده و نکرده کنند و  بعد آنها هم باور کنند. چرا که این بدعتی باب شده توسط خود شماست. شما پذیرفتن هر دروغی را از طریق رادیو و تلویزیون به مردم آموختید. این شما هستید که توهین به شعور مردم مبنی بر نفهمی و بی اطلاعی آنها را بارها تکرار کردید.

ولی این را بدانید که مردم هوشیار و آگاهند و هرگز خر نخواهند شد.

دست مزن! چشم، ببستم دو دست               راه مرو! چشم، دو پایم شکست

حــرف مزن! قطع نمــودم سخـن                نطق مـکن! چـشم، ببستم دهن

هیچ مفهم! این سخن عنوان مکن               خواهـش نا فـهمی انسان مـکن

لال شــوم، کـور شـوم, کـر شـوم               لیک محال است که من خر شوم

فتوای آخوند درباره شاشیدن بچه!!!!

Soldier pissing iranدر گذشته که مردم با آداب شرعی اسلام آشنائی کامل نداشتند ملایان به بالای منبرها می رفتند و با موعظه های گوناگون و پی در پی مردم را به اطاعت از شریعت ترغیب می کردند.درآمد آنها فقط از طریق پامنبری ها بود که برای جیب گشاد شان کافی نبود و چون اهل کار فیزیکی نبودند به فکر حق الحساب گیری از افراد متمول و سرشناس شهر و محلة خود افتادند.میزان وجه هم بستگی به شغل افراد داشت. حال اگر کسی, مثلاً یک تاجر حاضر به پرداخت مطالبات آنها نمی شد,مورد خشم و انتقام قرار می گرفت.بدین طریق که آنها با یک فتوای عجیب و غریب مبنی بر حرام بودن مال تاجر بخت برگشته,مردم ساده دل را از خرید جنس منع میکردند و موجب کسادی کار و نهایتاً ورشکستگی وی می شدند.حال اگر تاجر در نتیجة اثر فتوا حاضر به همکاری با آنان می شد,بلافاصله فتوای جدیدی مبنی بر حلال بودن جنس مذکور می دادند که موجب رونق تجارت وی می شد.مانند ماجرای قند که اول گفتند چون به دست خارجی ها درست شده نجس است ولی بعد فتوا دادند اگر قند را قبل از خوردن در چای فرو ببرید شسته میشود و دیگر نجس نیست.

تا اینکه یک روز آخوندی بنا به دلایلی فتوا داد اگر گوشه ای از فرش بر اثر شاشیدن بچه نجس شد,باید آن تکه را برید چون قابل تمیز کردن نیست!او بعد از اتمام موعظه به خانه رفت و ناگهان دید زنش تکه ای از فرش را بریده است.با تعجب پرسید:چرا این کار را کردی؟زن گفت:تو خودت گفتی قسمت نجس فرش را باید برید ! ملا گفت:احمق , این را برای مردم گفتم نه برای خودمون !

آری دوستان این روند همیشگی کار آخوندا بوده و هیچکس بهتر از خودشون به کذب بودن حرفاشون واقف نیست. از ابتدای حکومت دیکتاتوری تا حالا این شیادان سیری ناپذیر هزاران بار با فتواهای جور واجورشون باجگیری کردند و مردم را فریب دادند, که نتیجه اش بدبختی و گرفتاری برای ما و آسایش و رفاه برای خودشان بود.از عملکرد رهبر جنایتکار گرفته تا شاگردان و پیروان قسم خوردة او,همه و همه بیانگر این مدعاست. حالا بعد از این همه رسوایی,آیا باور کردن اخباری از شما آنهم اعترافاتی که بر اثر شکنجة زندانیان گرفته شده  و محصول فتواهای ننگین و مرگبار شماست امری بعید به نظر نمی رسد؟ نه هرگز چنین باوری بوجود نخواهد آمد چون حنای شما دیگر رنگی و فتوای شما دیگر اثری ندارد.

توله سگ برو خونه!

gc39txfa3w7h2x8f56huحتماً تعجب می کنید ولی این برخورد محترمانة یکی از ماموران نیروی انتظامی با یک خانم چهل و چند ساله ( البته با پوزش از خانم محترم به خاطر افشای سنش ) در روز پنج شنبه 8 مرداد ماه در خیابان یوسف آباد است.

نکتة قابل توجه این است که از کلمة توله سگ معمولاً به طرز دوستانه و یا طنز آمیز در خطاب به آشنایان و دوستان صمیمی استفاده می شود. حالا چرا این مامور مهربان این جمله را بیان کرده مهم نیست. مهم این است که این خانم بسیار خوشحال و خندان و راضی از این برخورد حرف شنوی کرده و به منزل باز می گردد.

خوشحال از اینکه او را پیر سگ خطاب نکرده و به جاش توله سگ گفته و خندان از اینکه مگر آنها همدیگر را می شناختند و این دیگر چه فحشی بود که مامور به او داده و خلاصه راضی از اینکه کتک نخورده و سالم به خانه باز می گردد.

تام و جری هم سیاسی شدند!

همین روزاست که تام و جری رو به علت همکاری با یهودی ها  دستگیر کنند میگید نه این ویدئو رو ببینید:

این آقای پروفسر واستاد دانشگاه نمی دونه که این کارتون مال کمپانی والت دیسنی نیست و متعلق به شرکت وارنر براز (warner  bros)  میباشد. در ضمن ایشون تکلیف بقیه شخصیت ها ی کارتونی را مشخص نکردند و نگفتند با کدام ملیت ها و کدام کشور در ارتباط هستند.

زبون آدمیزاد سرتون نمیشه؟!

2ca38cf3abنمی دونید زبون آدمیزاد یعنی چی ؟

زبون آدمیزاد یعنی فحش و ناسزا ,تهمت و اهانت , داد و فریاد , جیغ و نعره !

زبون آدمیزاد یعنی کتک , مشت و لگد اگر بازم نفهمیدی با زبون چوب و چماق و باتون اونم از انواع مختلفش : چوبی , پلاستیکی , آهنی , فنری و برقی حالیت کنند.

اگه این زبونا رو هم بلد نیستی میخوای با زبون گاز اشک آور و فلفل و ماشین های آب پاش حالیت کنند؟

نه بابا مثل اینکه تو خیلی زبون نفهمی! خب نگران نباش با زبون چاقو و قمه و زنجیر و شمشیر شیرفهمت کنند؟ ولی نگران نباش یه زبون بین المللی هم هست , زبون اسلحه , فشنگ و گلوله , توپ و تانک و نارنجک .

واقعا تا حالا دیدی که حیوونا برای فهموندن چیزی به همدیگه با چوب و چماق تو سر هم بزنند و یا برای هم چاقو بکشند و یا همدیگه رو زندانی کنند؟ بعدش هم به زندانی شون فحش بدن و شکنجش بکنند؟

حالا این همه با زبونای مختلف بهتون گفتن دنبال رأیتون نگردید ولی شما مثل اینکه زبون آدمیزاد حالیتون نمیشه؟!

چند توصیه پزشکی

از وقتی که یک نوزاد به دنیا می آید تا مراحل بعدی رشد باید بطور متناوب در مقابل بیماری های مختلف واکسینه شود. این کار در تضمین سلامتی وی در هنگام تهاجم میکروب ها بسیار ضروری است.

در اینجا دوران های مهم در طول عمر یک انسان برای تزریق واکسن ذکر شده است:

1-    بدو تولد تا 2 سالگی

2-   قبل از رفتن به دبستان

3-  قبل از رفتن به راهنمایی

4-   قبل از رفتن به دبیرستان

5-   قبل از رفتن به سربازی (پسران)    قبل از دوران بارداری (دختران)

6-   قبل از رفتن به سفرهای زیارتی

7-   قبل از رفتن به زندان های سیاسی

توجه داشته باشید که مورد هفتم بسیار اهمیت دارد. چون شما زمان آن را نمی دانید بهتر است برای جلوگیری از هجوم ویروس های نا مشخص هر چند وقت یکبار خودتان را واکسینه کنید. البته زندان های ما بسیار تمیز و بهداشتی هستند و زندانبان ها هم به وضع زندان ها رسیدگی کامل می کنند و جای هیچ نگرانی نیست. ولی اصولاً ما ایرانی ها چون کمی وسواسی هستیم بهتره که قبلاً پیشگیری های لازم را بکنیم که خدای نکرده به مننژیت و کزاز و سل و خلاصه به بیماری های دیگر مبتلا  نشویم.vaccine2

ای کاش به جای دست، زبانت از کار می افتاد

4هر جمعه ای که می آید  به یاد خطبه های ننگین ضحاک زمان می اُفتم که چگونه سخنانی مرگبار از دهان کثیفش بیرون آمد و فتوای قتل جوانان وطن را داد و باعث ایجاد حوادث تلخی چون مرگ ندا و دیگر عزیزانمان شد.

البته این انتقامی بود که او سال ها برای گرفتنش صبر کرد. او که در یک عملیات تروریستی که منجر به ناقص شدن دست کثیفش شده بود، کینه ای دیرینه در دل پرورانده بود و فکر کرد که آن را با سوزاندن دل و قطع شدن صدای رقیبانش می تواند جبران کند. رقیبان دیرینة او که از نظر وی طراحان نقشة ترور بودند. ای کاش در آن روز به جای دستش، زبانش قطع می شد و ما امروز شاهد چنین حوادث تلخی نبودیم!

ولی ای ضحاک زمان بدان که عمرت به پایان رسیده و پروژة بعدی مرگ ننگینت خواهد بود که طراح اصلی آن پسرت سر دستة فرقة مهدویت، به سرکردگی یاران وفادارش احمدی نژاد مزدور، مصباح یزدی خائن  و دیگر خائنین اطرافت است.

آری ای رهبر شیاطین، تو از مار های روی شانه هایت رودست خوردی و در واقع این بازی را دو دوزه باختی. چرا که یا به دست آنها و یا به دستان خشمگین ملت به کام مرگ خواهی رفت و در آن هنگام به یاد جان دادن نداها و سهراب ها خواهی افتاد.Neda_non_graphic1koshte5473a6765af58ee54b9ac523cbc89f78

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.